پنج شنبه، 25 تیر 1405
پایگاه خبری میار » فرهنگی » سینمای ایران » اختصاصی| پارسا پیروزفر؛ معمارِ سکوت در سینمای پرهیاهو!

فرم قبل از موضوع؛

اختصاصی| پارسا پیروزفر؛ معمارِ سکوت در سینمای پرهیاهو!

0
113
کد خبر: 74778

در دنیای سینمای ایران که غالباً ستاره‌ها با تکیه بر پرده‌های پررنگ حاشیه و هیاهوی رسانه‌ای تعریف می‌شوند، پارسا پیروزفر چهره‌ای استثنایی محسوب می‌شود. او به عنوان هنرمندی که می‌توانست به یک سوپراستار تمام‌عیار گیشه تبدیل شود، آگاهانه مسیر متفاوتی را برگزید؛ راهی که در آن سکوت بر سخن و کیفیت بر کمیت ارجحیت دارد. 

به گزارش میار، پارسا پیروزفر نه تنها بازیگری با سابقه بیش از سه دهه فعالیت است، بلکه هنرمندی چندوجهی است که از نقاشی تا ترجمه نمایشنامه و کارگردانی تئاتر، هر مرحله از فعالیت خود را با تعهد به اصالت هنری پیش برده است.

این مسیر انتخاب‌گرانه، به او این امکان را داده است که هر حضورش در پرده نقره‌ای یا صفحه نمایش، تبدیل به یک رویداد فرهنگی مهم شود. اوج‌گیری اخیر او در سال‌های ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴، این جایگاه ویژه را بیش از پیش تأیید می‌کند؛ از یک سو با نقش جنجالی مولانا در فیلم مست عشق مواجه بود که توجه جهانی را جلب کرد و از سوی دیگر با موفقیت چشمگیر سریال در انتهای شب که توانست جوایز بین‌المللی مهمی مانند جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره سینما جووه اسپانیا را برای او به ارمغان آورد. اکنون، در قدمی جدید، وی کارگردانی اولین فیلم سینمایی بلند خود با عنوان خانم شین را آغاز کرده است.

این تحولات، این پرسش محوری را مطرح می‌کند: چگونه هنرمندی که عامدانه از فضای عمومی و گفتگو با رسانه‌ها دوری می‌کند، موفق شده است جایگاه خود را به عنوان یکی از مهم‌ترین و اصیل‌ترین بازیگران نسل خود، در ایران و عرصه بین‌المللی، تثبیت کند؟ به نظر می‌رسد پرهیز او از حاشیه، نه یک ضعف، بلکه یک استراتژی هنری عمیق است که برند هنری او را در برابر فرسایش شهرت سطحی، محافظت کرده است.

 ریشه‌ها و پایه‌های کلاسیک

مسیر حرفه‌ای پیروزفر، ریشه در تربیت آکادمیک و نظم خانوادگی او دارد. او در ۲۲ شهریور ۱۳۵۱ در محله سلطنت‌آباد (پاسداران) تهران متولد شد. پدر نظامی و مادر دبیر دبیرستان، بستری منظم و در عین حال دانش‌محور را برای خلاقیتش فراهم آورد. علاقه اولیه او به هنرهای تجسمی از کودکی آغاز شد، به طوری که از سال ۱۳۶۳ به خلق داستان‌های مصور (کامیک استریپ) پرداخت. این علاقه در نهایت به تحصیلات آکادمیک در مقطع کارشناسی نقاشی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران انجامید.

این سابقه عمیق در نقاشی و طراحی، تنها یک پیش‌زمینه تزیینی نبود، بلکه ابزاری تعیین‌کننده در شکل‌دهی به بازیگری او شد. درک او از کمپوزیسیون، نور، فرم و فیزیک بدن  که در نقاشی و مجسمه‌سازی مورد استفاده قرار می‌گیرد، به طور مستقیم در نحوه استفاده او از میمیک و فیزیک در صحنه منعکس شده است. به موازات تحصیل در نقاشی، پیروزفر آموزش‌های بازیگری خود را نیز دنبال کرد؛ وی بازیگری را در آکادمی حمید سمندریان آموخت و متد استانیسلاوسکی را نزد مهین اسکویی فرا گرفت. اتکای عمیق او بر متد استانیسلاوسکی که تمرکز آن بر بازیگری درونی و متمرکز بر شخصیت است، توضیح می‌دهد که چرا او خلاف ستاره‌های دهه ۷۰، همواره نقش‌های چالش‌برانگیز و پیچیده را انتخاب کرده است. این انتخاب آکادمیک، بنیان فلسفه کاری اوست که اصالت درونی نقش را بر جذابیت صرف ظاهری اولویت می‌دهد.

فعالیت حرفه‌ای او در سال‌های ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۵ با صداپیشگی آغاز شد. ورودش به سینما با نقش کوتاهی در فیلم پری (۱۳۷۳) به کارگردانی داریوش مهرجویی رقم خورد و اولین تجربه تئاتری جدی او نیز در سال ۱۳۷۴ در نمایش بینوایان به کارگردانی بهروز غریب‌پور بود. نکته‌ای که مسیر او را به وضوح مشخص می‌کند، انتخاب‌های هنری اولیه اوست. به عنوان مثال، در اواخر دهه ۷۰، او تصمیم گرفت که پیشنهادهای تجاری گیشه (مانند ایرج قادری برای فیلم طوطیا) را رد کند تا بتواند در پروژه‌های سطح بالاتری مانند نمایش بانو آئویی (۱۳۷۷) به کارگردانی بهرام بیضایی بازی کند. این انتخاب، نشان‌دهنده استقلال او از موج تجاری‌سازی سینمای آن دوره و اولویت دادن او به اصالت هنری در کارنامه‌اش است.

 کارنامه سینمایی

دهه ۸۰ برای پیروزفر، دوران تثبیت جایگاهش به عنوان یک بازیگر مستعد و جدی در سینما بود. هرچند او با فیلم‌های عامه‌پسندتر نیز همکاری‌هایی داشت اما ماندگاری‌اش با نقش‌هایی رقم خورد که چالش‌های درونی و اجتماعی عمیقی داشتند. فیلم‌هایی مانند اشک سرما (۱۳۸۲) و مهمان مامان (۱۳۸۲، داریوش مهرجویی) او را به شهرت رساندند.

بازی او در نقش کاوه کیانی در اشک سرما مورد تحسین منتقدان بین‌المللی قرار گرفت و او در سال ۱۳۸۴ موفق به کسب جایزه بهترین بازیگر مرد از جشنواره فیلم‌های آسیایی دهلی نو شد. این موفقیت جهانی اولیه نشان داد که عمق احساسی و درک او از نقش‌هایی با پس‌زمینه جنگ و درام، از همان ابتدا مورد توجه بین‌المللی قرار گرفته است. در همان سال، برای نقش یوسف در فیلم کمدی-درام مهمان مامان نیز مورد تأیید داخلی قرار گرفت و نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مکمل مرد شد و تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را از هشتمین جشن خانه سینما در سال ۱۳۸۳ دریافت کرد.

در عرصه تلویزیون، نقش بیژن در سریال حماسی در چشم باد (۱۳۸۲–۱۳۸۷) اثر مسعود جعفری جوزانی، او را در مقیاس ملی به شهرت رساند. این شهرت گسترده، پارادوکس زندگی کم‌حاشیه او را افزایش داد. او برای این نقش، تندیس زرین بهترین بازیگر مرد درام تلویزیونی جشن دنیای تصویر را در سال ۱۳۸۹ دریافت کرد.

نکته قابل تأمل در مسیر کاری پیروزفر، کم‌کاری نسبی او در گیشه پس از موفقیت‌های دهه ۸۰ است. این فاصله گرفتن خودخواسته از سینمای پرزرق و برق، نشان می‌دهد که تئاتر و فعالیت‌های هنری فردی (مانند نقاشی و مجسمه‌سازی) در زمان نداشتن پیشنهادهای کیفی، برای او حکم پناهگاه و اولویت هنری را داشته است. توانایی او در ایفای نقش‌های متضاد، از یک شخصیت جنگ‌زده در اشک سرما تا یک شخصیت حماسی و تاریخی در در چشم باد، نشان‌دهنده انعطاف‌پذیری و تسلط او بر متدهای گوناگون بازیگری است که ریشه در آموزش کلاسیک دارد.

 پادشاهی در صحنه

اگرچه شهرت پیروزفر در میان مخاطبان عام از طریق سینما و تلویزیون حاصل شد اما قلمرو اصلی و نقطه تمرکز فلسفه هنری او، همواره تئاتر بوده است. او تئاتر را "زنده‌ترین شکل هنر" می‌داند و علاوه بر بازیگری، در زمینه‌های جانبی مانند ترجمه نمایشنامه (از جمله ملاقات بانوی سالخورده)، طراحی لباس و صحنه نیز فعال بوده است.

اوج فعالیت آفرینشگرانه (آوتورشیپ) او در تئاتر، نمایش ماتریوشکا بود که بر اساس داستان‌های کوتاه آنتون چخوف ساخته شد. پیروزفر در این اثر که بین سال‌های ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۶ اجرا شد، کارگردانی و ایفای بیش از ۳۰ شخصیت مختلف را به صورت سولو (تک‌نفره) برعهده گرفت. این عملکرد خیره‌کننده، نه تنها در ایران موفقیت‌آمیز بود و تندیس زرین بهترین بازیگر مرد در بخش بین‌الملل سی‌وپنجمین جشنواره تئاتر فجر را در سال ۱۳۹۵ برای او به ارمغان آورد، بلکه در سطح جهانی نیز مورد توجه قرار گرفت.

پیروزفر در سال‌های اخیر، بخش‌هایی از زندگی‌اش را میان ایران و کانادا سپری می‌کند. این رفت و برگشت که خود او آن را "تعادل هنری" می‌نامد، به دلیل تمرکز بر اجرای تئاترهای بین‌المللی بود. نمایش‌هایی چون ماتریوشکا و سنگ‌ها در جیب‌هایش در شهرهایی نظیر لس‌آنجلس، سن‌دیگو، مونترآل و ونکوور روی صحنه رفتند.

این دوگانگی جغرافیایی به او تسلط بر پنج زبان (از جمله انگلیسی و فرانسه) را بخشیده است. همان‌طور که یکی از همکارانش شااره کرده است، این تسلط زبانی به عنوان یک "راز پنهان" به عمق بخشیدن به نقش‌های او کمک می‌کند. تئاتر بین‌المللی برای پیروزفر فرصتی فراهم کرده است تا در فضایی با استانداردهای هنری بالا و به دور از محدودیت‌های ژانری و تجاری سینمای داخلی، به عنوان یک آفرینشگر کامل عمل کند. این انتخاب، او را به مثابه یک سفیر تئاتر ایرانی در غرب مطرح ساخته است.

 مواجهه با عرفان و نقد

پذیرش نقش مولانا جلال‌الدین رومی در پروژه عظیم مست عشق به کارگردانی حسن فتحی، یک چالش حرفه‌ای مهم برای پیروزفر بود. مولوی شخصیتی جهانی و عرفانی است و تصویرسازی از او نیازمند احترام و دقت بالایی بود. این فیلم که با بودجه عظیمی تولید شد، مرزهای فرهنگی ایران و ترکیه را درنوردید و توجه جهانی را جلب کرد.

بررسی‌های انتقادی در مورد عملکرد پیروزفر در این نقش، تصویری دوگانه ارائه می‌کند. منتقدان تصدیق کردند که او در فاز اول نقش، یعنی به تصویر کشیدن "مولانای اولیه" (زاهد و عالم دینی پیش از دیدار با شمس تبریزی)، به لطف گریم قوی و طراحی لباس، کاملاً باورپذیر و موفق ظاهر شد. با این حال، بسیاری از منتقدان، اشاره کردند که پیروزفر نتوانست شور و حال و تحول عرفانی شخصیت متحول شده مولانا را به درستی منتقل کند و بازی او در این فاز فاقد فوران لازم بود.

کنته مهم در تحلیل این ضعف، برگرداندن تمرکز به فیلمنامه است. منتقدان تأکید می‌کنند که نقص اصلی را نمی‌توان صرفاً متوجه بازیگر دانست، بلکه فیلمنامه غیرمتمرکز و آشفته فرصت کافی برای پرداخت به تحول درونی مولانا را از پیروزفر گرفته است. فیلمنامه مولانا را تنها تا ۴۰ دقیقه ابتدایی فعال نگه می‌دارد و سپس او تا دقایق پایانی تقریباً محو می‌شود و فیلم بیشتر بر شخصیت‌های فرعی مانند اسکندر متمرکز می‌شود. موفقیت پیروزفر در نقش‌های کنترل‌شده و درام‌های روانشناسانه، نشان می‌دهد که شاید ماهیت بازیگری او که بر دقت و خویشتن‌داری متمرکز است، در به تصویر کشیدن "فوران" شور عارفانه با چالش مواجه شده باشد. با این حال، هدف پیروزفر از پذیرش این نقش، ساختن یک پُل فرهنگی میان ایران و جهان بود، هرچند برخی آن را تجاری‌سازی عرفان نامیدند.

 درخشش در در انتهای شب

پس از پروژه عظیم اما بحث‌برانگیز مست عشق، پیروزفر با سریال شبکه نمایش خانگی در انتهای شب (۱۴۰۳) به کارگردانی آیدا پناهنده، در نقشی کاملاً معاصر و روانشناسانه بازگشت. او در این سریال نقش بهنام، مردی را ایفا کرد که درگیر مشکلات مالی، بحران‌های زناشویی و فروپاشی خانواده در بستر فشارهای اقتصادی جامعه ایران است.

این سریال و به ویژه بازی پیروزفر و هدی زین‌العابدین مورد تحسین گسترده قرار گرفت. منتقدان خارجی نیز به تحلیل این اثر پرداختند. یک منتقد فرانسوی بر این نکته تأکید کرد که در این سریال، به جای مواجهه مستقیم، رویکردی ظریف‌تر ترجیح داده شده و دیالوگ‌ها بار سنگینی از ناگفته‌ها را به همراه دارند. این منتقد همچنین به خویشتن‌داری بازیگران اصلی اشاره کرد که شدت کامل احساسات سرکوب‌شده را بازتاب می‌دهد.

موفقیت این سریال و بازی پیروزفر با جوایز متعددی همراه بود:

  1. برنده تندیس حافظ بهترین بازیگر مرد درام در جشن دنیای تصویر ۱۴۰۳.
  2. برنده جایزه ویژه هیئت داوران در بخش بازیگری از جشنواره بین‌المللی Cinema Jove والنسیا اسپانیا (در تیرماه ۱۴۰۴).

دریافت جایزه از جشنواره سینما جووه، که بر روایت‌های انسانی، اجتماعی و خلاقانه تمرکز دارد، تأییدی قاطع بر توانایی پیروزفر در ارائه عمق روانشناختی نقش‌هایش در سطح جهانی است. این پیروزی در یک درام اجتماعی، نشان می‌دهد که قدرت واقعی این بازیگر در ایفای نقش‌های خاموش و نمایش دقیق "فرسودگی احساسات" ناشی از فشارهای بیرونی است. انتخاب نقش بهنام، که درگیر مسائل ملموس جامعه معاصر ایران است، نشان‌دهنده علاقه پیروزفر به بازتاب چالش‌های روزمره، همزمان با فعالیت‌های انتزاعی و کلاسیک او در تئاتر است.

 چشم‌انداز جدید

پارسا پیروزفر، هنرمندی که سال‌ها کارگردانی تئاتر را در کارنامه خود داشته است، اکنون گام بزرگ خود را در عرصه سینما برداشته است. وی کارگردانی اولین فیلم بلند سینمایی خود را با عنوان خانم شین آغاز کرده است و این پروژه در مرحله انتخاب بازیگران و تکمیل تیم تولید قرار دارد.

این گذار به سینماگری کامل، بر پایه سوابق موفق او در کارگردانی تئاتری بنا شده است. آثاری چون ماتریوشکا و سنگ‌ها در جیب‌هایش در تئاتر، مهارت او را در هدایت یک اثر و تسلط بر عناصر بصری اثبات کرده بودند. فیلمنامه خانم شین توسط یاسمین ریزان و ارسلان امیری نگارش شده است.

انتظار می‌رود این فیلم، با تمرکز بر تم‌هایی نظیر هویت، مهاجرت و مسائل زنان، به نوعی بازتاب‌دهنده تجربیات زیسته خود پیروزفر در رفت و آمد میان ایران و کانادا باشد. او در یکی از نشست‌ها اشاره کرده بود که می‌خواهد از تجربه کانادای خود در این فیلم بگوید. این پروژه یک نقطه‌عطف در مسیر هنری او و آغاز فاز جدیدی از فعالیت‌هایش به عنوان یک آفرینشگر کامل محسوب می‌شود.

با توجه به پس‌زمینه نقاشی و تسلط او بر فرم‌های بصری، همچنین تأکیدش در مسترکلاس شکوه سینما بر اهمیت "فرم قبل از موضوع"، انتظار می‌رود سبک کارگردانی پیروزفر بر دکوپاژ حساب‌شده، فرمالیسم و زیبایی‌شناسی بصری تأکید داشته باشد. این رویکرد، خانم شین را به یک اثر فنی و دقیق تبدیل خواهد کرد. از آنجایی که پیروزفر به ندرت مصاحبه می‌کند و ترجیح می‌دهد با کارش شناخته شود، کارگردانی فرصت می‌دهد تا دیدگاه‌ها و تجربیات شخصی‌اش، به ویژه در مورد چالش‌های هویتی و رفت و برگشت‌های جغرافیایی، را بدون نیاز به گفتگوی مستقیم، از طریق مدیوم سینما بیان کند.

بنابراین، پارسا پیروزفر در طول سه دهه فعالیت، نمادی از هنرمندی شده است که عامدانه مسیر انزوا و تمرکز بر عمق را در پیش گرفت. فلسفه هنری او، که ریشه در آموزش کلاسیک بازیگری و درک آکادمیک از هنرهای تجسمی دارد، بر "کیفیت انتخاب" و "ماندگاری" استوار است؛ او هرگز نخواست مانند بسیاری از هم‌نسلان خود به یک "مانکن چشم آبی" تبدیل شود که گیشه را در دست بگیرد؛ در عوض، با تمرکز بر تئاتر و نقش‌های عمیق، به یک "آرشیتکت هنری" بدل شد که اعتبارش را در خارج از مرزهای ایران نیز تثبیت کرده است.

مسیر او در سال‌های اخیر، حرکت متوازن میان تولیدات داخلی با مضامین اجتماعی و فعالیت‌های جهانی بوده است. این تعادل، او را به بازیگری بدل ساخته که توانسته است بدون افتادن در دام حاشیه‌ها، هم از سوی منتقدان آکادمیک و هم از سوی مخاطبان جهانی، مورد احترام باقی بماند. میراث پیروزفر نه در هیاهو، بلکه در عمق نقش‌ها و پایداری اصالت هنری‌اش، از تئاتر سولو تا کارگردانی سینمایی، نهفته است.

دسته بندی: سینمای ایران / اسلاید
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید